نوحه ‏هاى وفات

شرح غم
)از غم دورى ات، ناله‏ ها مى ‏زنم((2)
نام زيباى تو، را صدا مى‏زنم
)تاب دلم، به گرد ماه جمال تو((2)
جان بدهم، تا كه رسم بر وصال تو
]برادر جان حسين (2)[(3)
)در فراقت ببين، مى ‏كنم جان فدا((2)
بهر داغت چنين، داده قلبم رضا
)به عشق تو، از همه هستى گذر كنم((2)
به بال جان، تا سر كويت سفر كنم
]برادر جان حسين (2)[(3)
)سوى خواهر بيا، تا كنم شرح غمم((2)
شرح جسمى كبود، از جفا و ستم
)به دشت خون، برادرانم كشته شدند((2)
چه لاله‏گون، به خاك و خون آغشته شدند
]برادر جان حسين (2)[(3)

بازار عشق
زينبم قامت خميده
زينبم محنت كشيده
يا حسين جان خواهر تو
رو به سويت پر كشيده
)سر بازار عشق تو، اسيرم و
مى‏ميرم و، بى تو از اين زندگى سيرم((2)
زينبم من دخت حيدر
وارث غم‏هاى مادر
در فراقت گشتم آخر
كشته ‏هاى هجر برادر
)سر بازار عشق تو، اسيرم و
مى ‏ميرم و، بى تو از اين زندگى سيرم((2)
زينبم از نسل طه
ديده‏ ام من داغ گلها
ياسم اما همچو لاله
حالتم مانند زهرا
)سر بازار عشق تو، اسيرم و
مى ‏ميرم و، بى تو از اين زندگى سيرم((2)
زينبم من مادر غم
قد كمان در اوج ماتم
من پيام نهضتت را
داده ‏ام بر اهل عالم
)سر بازار عشق تو، اسيرم و
مى‏ ميرم و، بى تو از اين زندگى سيرم((2)
زينبم من محو يارم
در فراقش بى قرارم
بر سر عشقت حسينا
داده ‏ام دار و ندارم
)سر بازار عشق تو، اسيرم و
مى ‏ميرم و، بى تو از اين زندگى سيرم((2)

حامى حسين
]سالار زينب، دلدار زينب
مى ‏آيم سوى تو، يا يار زينب[(2) يااخا ياحسين (4)
] يا حسين، خواهر، زد سوى تو پر
قاتلم داغت، با داغ مادر[(2)
اَنَا مَجنون الحسين (2) يااخا ياحسين (4)
از غمت زينب شد جانش بر لب
ذكر تو دينم عشق تو مذهب
اَنَا مَجنون الحسين (2) يااخا ياحسين (4)
جان دادم صد بار، از رفتن تو
بر سينه دارم،پيراهن تو
اَنَا مَجنون الحسين (2) يااخا ياحسين (4)
بعد تو معجر، از سرم بردند
بچه‏ هاى تو، سيلى مى‏خوردند
اَنَا مَجنون الحسين (2) يااخا ياحسين (4)

پيام آور كربلا
الا اى يار من، نظر كن آه من
به شام تار من، بتاب اى ماه من
آه آه از هجر و دورى
آه آه از اين صبورى
من زينبم جان برلبم
چشم انتظارت هر شبم
] حسين من حسين من (2)[(2)
به دوش جان خود كشيدم بار عشق
پيام از كربلا رساندم تا دمشق
آه آه شرح سفر را
آه آه خود كن تماشا
يك سو مرا بنگر اخا
يك سو گل ويرانه را
] حسين من حسين من (2)[(2)
الا اى سايه ى سر زينب بيا
نگار و يار و دلبر زينب بيا
آه آه‏اى سايه ى سر
آه آه رو كن به خواهر
داغت مرا بنموده پير
امشب بيا جانم بگير
] حسين من حسين من (2)[(2)

اخت الحسين
] جان دهم براى ديدن تو (2)
روى سينه ‏ام پيراهن تو[(2)
]اى دلبرم، اى بى كفن
فداى تو، شد جان من [(2)
]حسين من حسين من [ (2)
]قلب من محمل خون دل شد
رفتى و خواهر تو خجل شد[(2)
]مانده بودم، با لاآت
باماتم، سه ساله ات [(2)
]حسين من حسين من [ (2)
]بعد تو اى يوسف فاطمه
ماتم‏ها ديده‏ ام بيش از همه[(2)
]بودى ماه، محمل من
داغ تو شد، قاتل من [(2)
]حسين من حسين من [ (2)

خنده بر اجل
عاقبت بر شام هجرت، اى برادر زد سپيده
شد اجابت من، اى حسينِ سر بريده
اى عزيز جان زينب
گرچه جانم گشته بر لب
من ز شوق ديدن تو
بر اجل مى ‏خندم امشب
] اى حسين جان [
در قنوت هر نمازم خوانده بودم اين دعا را
بار الها قسمتم كن ديدن آن سر جدا را
بى تو پژمردم برادر
خون دل خوردم برادر
آرزو مى ‏كردم اى كاش
با تو مى ‏مردم برادر
] اى حسين جان [

اسير عشق

يه روزگارى، يه دل و دلبر
قلب يه خواهر، كه بود اسير، عشق برادر
دل بى قراره، يه سينه داره
يه قلبى كه با تپشش ميگه حسين جان
عاشق ياره، طاقت نداره
يه لحظه دورى و جدايى يا كه هجران
اما رسيده وقت جدايى
با نغمه‏ هاى كربلايى
خواهر تو قتلگاه مى‏ گرده
ميگه برادرم كجايى
مظلومه ى مظلومه زينب (4)
با اشك و آه، يه روزى زينب
يه سرى رو واى، به نيزه‏ ها ديد، با جون بر لب
سر برادر، چشماى خواهر
با سر روى نيزه در راز و نياز
چه مهربونه، چه غرق خونه
چشم سياهى كه با خون نيمه بازه
اشكاى سرخ چشم دلبر
مى ‏ريزه از غربت خواهر
كاشكى كه اين سر و مى ‏بردن
محرم من نداره معجر
مظلومه ى مظلومه زينب (4) چشم سياهى، رو نيزه مى ‏گشت
يعنى كه زينب! ببين سه ساله، گم شده تو اين دشت
چشماش بهاره، آروم نداره
امانت برادر و بايد بياره
يه تازيونه، وقتى نشونه
به سمت بچه ‏ها بره اون نمى ‏ذاره
اون كه همه تنش كبوده
سپر برا بچه‏ ها بوده
براى يارى توى خيمه
ميون شعله‏ ها و دوده
مظلومه ى مظلومه زينب (4)
بعد عمرى، هجر و جدايى
رسيده وقت، وصل دو يار، كرببلايى
آه‏اى برادر، اى عشق خواهر
جونم رسيده از فراقتت به سر لب
داغ تو ديدم، چها كشيدم
لحظه به لحظه جون دادم اى عشق زينب
عمر يه به غمت اسيرم
از زندگى بى تو سيرم
بيا كه شد لحظه ى آخر
حسين مى ‏خوام برات بميرم
مظلومه ى مظلومه زينب (4)

قرين غربت
سراپا تشنه ى جام مِىِ ناب وصالم
قرين غربتم من زينب شوريده حالم
رسيده جان به كامم
شده پايان قيامم
خداحافظ مدينه
سحر شد تيره شامم
]غريبم وا غريبا (2) [(4)
دل من كعبه ى داغ و غم و سوز و گداز است
برايم يا اخا تكبير احرام نماز است
صفاى مشرقينم
غريب عالمينم
براى اشهد خود
به ذكر يا حسينم
]غريبم وا غريبا (2) [(4)
از آن روزى كه عباس جوان من فدا شد
جفا و سيلى و ضرب لگد بر من روا شد
به تن دارم نشانه
ز ضرب تازيانه
نظر كردم به غم ها
به ديدى عاشقانه
]منم مظلومه زينب (2) [(4)

سفينه النجاة
كشته ى وادى عشقم، عبد بانوى دمشقم )زينبا زينبا((2)
بوده ‏ام من به بر تو، از ازل همسفر تو
هر كجا كه رفتى اى يار، شده ‏ام در به در تو
تو سفينة النجاتى، تو مرا روح و حياتى
من قتيل عشق يارم، تو قتيل العبراتى
همه جا رفتى و من هم، آمدم با تو دمادم
حاصل همسفرى شد، دل خون و قامت خم
قدم از هجرت خميده، سر زد از مريم سپيده
تا كه ديده ‏ام به محمل، سرِنى سرِبريده
خون چرا چشم تو بسته، هاله بر رخت نشسته
از چه پيشانى تو با، سنگ كينه ‏ها شكسته
تو كه جلوه ى خدايى، از چه رو به نيزه هايى
الامان از اين غريبى، تو غريب الغربايى
در غمت اى سرو آزاد، هستى ام برفته بر باد
تو كه مى ‏دانى حسين جان، زينب از داغ تو جان داد

درياى خون
)همه ى گلستان مرا با لب تشنه چيدند
به پيش من حسين و عباسم و سر بريدند(
]واى از دل حسين [
اى طبيب دل غمديده غم پرور من
نظرى كن به تن خسته ى در بستر من
آنچنان آتش هجران تو سوزاند مرا
كه فقط مانده به جا بعد تو خاكستر من
)همه ى گلستان مرا با لب تشنه چيدند
به پيش من حسين و عباسم و سر بريدند(
]واى از دل حسين [
پيش از آنى كه اجل بر سر من سايه زند
تو بيا بار دگر سايه فكن بر سر من
ياد دارى بدنت در يَمِ خون بوسيدم
به تلافى همان بوسه بيا در بَرِ من
)همه ى گلستان مرا با لب تشنه چيدند
به پيش من حسين و عباسم و سر بريدند( ]واى از دل حسين [
نه فقط بر لب من نام تو جارى است حسين
به خدا ذكر تو گويد همه ى پيكر من
ياد دارى بدنت در يَمِ خون بوسيدم
به تلافى همان بوسه بيا در بَرِ من
)همه ى گلستان مرا با لب تشنه چيدند
به پيش من حسين و عباسم و سر بريدند(
]واى از دل حسين [

هستى حسين
زينب اى هستى حسين
اى همه عشق عالمين
)دخت كبراى حيدرى، همسفر با برادرى، زائر نيزه و سرى(
]يا حسين ،ياحسين(2)[(3)
)گشته هر خيمه قائمه
از تو برپا شده همه((2)
)مام هر رنج و محنتى، گر چه در اوج غربتى، چشمه سار ولايتى( (2)
]يا حسين ،ياحسين(2)[(3)
)خواهر و ياور حسين
همسفر با سر حسين((2)
)معنى دين نياز توست، از نشسته نماز توست، قامت سرفراز توست( (2)
]يا حسين ،ياحسين(2)[(3)
)چشمه ى نهر كوثرى
ثانى نام مادرى( (2)
)همچو مادر شهيده ‏اى، بار محنت كشيده ‏اى، همچو او قد خميده‏ اى( (2)
]يا حسين ،ياحسين(2)[(3)
)پرچم نهضت حسين
بوده دست تو نور عين( (2)
)بوده ‏اى محرم حسين، كشته ى ماتم حسين، جان دهى از غم حسين( (2)
]يا حسين ،ياحسين(2)[(3)

خاطرات اندوه
اى مه دلربا
آمدم يا أخا
زينب آمد سوى تو اى مه جبين
اين قد خم، حال زارم را ببين
مضطر و خسته ‏ام
بار ره بسته ‏ام
بار سفر را بستم و آيم به سويت
بيا و روحم را ببر باعطر كويت
]جانم حسين (2)غريب مادر[
كى رود از برم
خاطرات حرم
ديدمت در زير تيغ و نيزه ها
مى ‏زدى در بين مقت دست و پا
اى پناهم حسين
سوز آهم حسين
بيا به استقبالم اى نور اميدم
بنگر كه بى تو از غم و دورى خميدم
]جانم حسين (2)غريب مادر[

نشان غم
سراپا تشنه ى جام مى‏ناب وصالم
قرين غربتم من زينب شوريده حالم
رسيده جان به كامم
شده پايان قيامم
خداحافظ مدينه
سحر شد تيره ماهم
]غريباً واغريبا[
از آن روزى كه عباسِ جوان من فدا شد
جفا و سيلى و ضرب لگد بر من روا شد
به تن دارم نشانه
ز ضرب تازيانه
نظر كردم به غمها
به ديدى عاشقانه
]غريباً واغريبا[

بوى يار
دَم جمعه دهد، دلم بوى حسين
گره خورده، دلم به آبروى حسين
غلام او منم
به دام او منم
)حسين (4) )
زندگيم فداى تو
خاكسترم به پاى تو
]جانم حسين )حسين((2)]
ز شوق روى تو، شده جان بر لبم
برادر كن نظر ببين من زينبم
منم محزون تو
منم مجنون تو
)حسين (4) )
دارايى و وجود من
بنگر روى كبود من
] يا زينبا )يا زينبا([
منى كه چشم خود به تو وا كرده ‏ام
بيا بينم تو را دم جان دادنم
الا اى همسفر
مرا با خود ببر
)حسين (4) )
اى ذكر عاشقانه ‏ام
دلخسته از زمانه ام
] يا زينبا )يا زينبا([

غريبه ى عالمين

با غم تو من بى قرارم، يا زينب يا زينب
تويى همه دار و ندارم، يا زينب يا زينب
اى غريبه ى عالمين
به حسينى نور دو عين
نعره ى عشق من اينه
زينبى ام عبد حسين
] غريب غريب غريب غريب، حسين (2) [(3)
عمريه اسير تو هستم، مى ‏دونى مى ‏دونى
عشق منو از توى قلبم، مى‏ خونى مى‏ خونى
يا زينبا چى كشيدى
كه مثل مادر خميدى
رو نيزه يا تشت طلا
رأس بريده رو ديدى
] غريب غريب غريب غريب، حسين (2) [(3)
دلمو به عشق تو بستم، حسين جان حسين جان
بى قرار داغ تو هستم، حسين جان حسين جان
وقتى كه دل خسته مى ‏شم
يه دل شكسته مى ‏شم
همه وجودم ميشه دل
به عشق تو بسته مى‏ شم
] غريب غريب غريب غريب، حسين (2) [(3)

خميده قامت
] الهى براتو بميرم (2) خيلى غريبى آخه اى برادر[ (2)
به عشق تو اسيرم (2) آخه هستى همه هستىِ خواهر
با من خميده قامت، سر كن اى مهر ولايت
يا حسين عشق تو برده، هستى مرا به غارت
زندگيمو به پاى تو گذاشتم (2)
آخه به غير تو كسى نداشتم (2)
] الهى براتو بميرم (2) خيلى غريبى آخه اى برادر[ (2)
به عشق تو اسيرم (2) آخه هستى همه هستىِ خواهر
يه سرى به من بزن. ببين ميون محملم
چرا به روى نيزه ‏اى، ستاره عشق دلم
تو اوج آرزوى منى
تو ذكر و گفتگوى منى
در بين قتلگاه و به خون
هر گوشه جست وجوى منى
] الهى براتو بميرم (2) خيلى غريبى آخه اى برادر[ (2)
به عشق تو اسيرم (2) آخه هستى همه هستىِ خواهر
 

 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.