(برگرفته از کتاب در حریم رجب , شبکه اطلاع رسانی جهان پیام)
وفات حضرت زينب(س)
معصب بن عبدالله گويد: حضرت زينب دختر حضرت على (ع) در مدينه مردم را براى قيام و خونخواهى حسين (ع) گرد مى ‏آورد.
چون به عبدالله بن زبير در مكه قيام كرد و مردم را براى گرفتن انتقام خون امام حسين(ع) و بر كنارى يزيد از حكومت تهييج نمود و خبر به اهل مدينه رسيد، زينب براى مردم سخنرانى نمود و آنها را براى خونخواهى برانگيخت.
چون خبر به عمروبن سعيد (والى مدينه) رسيد به يزيد نامه‏اى نوشت و او را مطلع كرد. او در جواب نوشت كه بين مردم و زينب جدايى بينداز.لذا دستور تبعيد از مدينه و سكونت در هر جا كه بخواهند صادر شد. حضرت زينب (س) فرمود: خدا ميداند چه بر سر ما آوردند، خوبان ما را كشتند و ما را همانند حيوانات در جلو انداخته و به اسيرى بردند و ما را بر پالانها سوار كردند. قسم بخدا از مدينه خارج نمى‏ شويم ولو خون ما ريخته شود. زينب دختر عقيل عرض كرد: دختر عمويم، وعده‏ى خدا درباره ى ما راست است كه با وارث زمين خواهيم بود و هر جا بخواهيم مسكن گزينيم، پس شاد باش و چشمت روشن باد و بزودى خداوند ظالمين را جزا خواهد داد.
بعد زنان بنى هاشم گرد آمدند و با ادب و مهربانى حضرت زينب (س) را به مسافرت راضى كردند.
امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش مى ‏فرمايد: چون عمه ‏ام زينب از مدينه خارج شد، عده ‏اى از زنان بنى هاشم، چون فاطمه دختر عموى حسين (ع) و خواهرش سكينه با او بودند. در مورد مكان دفن آن مخدره روايتهاى بسيارى وجود دارد از جمله:
در روايتى آمده آن بانو با كسانى از بنى هاشم كه قصد همراهى او را داشتند به قصد مصر حركت كردند و هنوز چند روزى از رجب باقى بود.
بعد در مصر به محله ى حمراء رفتند و يازده ماه و پانزده روز اقامت فرمودند، بعد وفات نمودند و جنازه ى آن مخدره را تشييع كرده و در همانجا كه وصيت فرموده بود در اتاقى در همان خانه او را دفن كردند.
زينب دختر على (ع) در شامگاه روز يكشنيه 15 رجب سال 62 هجرى قمرى فوت نمود. و در اتاق خانه ى خود در كنار باغهاى عبدالله بن عبدالرحمان بن عوف زهرى مدفون گرديد.
و در كتاب »خيرالحسان« آمده كه در مدينه قحطى رخ داد و عبدالله با خانواده ‏اش عازم شام شد و در باغى كه در آنجا داشت مسكن گزيد.
حضرت زينب (س) دراثر سختى و رنج سفر و يا بخاطر آوردن غم و اندوه هائى كه هنگام اسيرى، براى اهل بيت پيش آمده بود مريض شدند و در نيمه ى رجب 62 هجرى قمرى از دنيا رحلت فرمود و در همانجا دفن گرديد.
دكتر سيد جعفر شهيدى نوشته ‏اند :
»پايان زندگى شير زن كربلا روشن نيست. مسلم است كه زينب (س)پس از بازگشت از شام، مدت زيادى زنده نبوده و چنانكه مشهور است سال شصت و دوم هجرت، به جوار حق رفته است در كجا؟ هر يك از نويسندگان سيره، براى درستى براى خود دليلى آورده است.«
محمد بحر العلوم، در كتاب »فى رحاب السيده« مى ‏نويسد:
تفاوتى ندارد كه سرانجام سفر زينب (س) عقيله بنى هاشم به دمشق بوده يا مصر. تفاوتى ندارد كه خورشيد كجا غروب كرده است، آنچه اهميت دارد، شعاع آن آفتاب روشنايى بخش است كه در طول زمان غروب نمى ‏كند. فريادى كه در آسمان باور و انديشه پيچيده است. كلمات جاودانى كه از زينب (س) باقى مانده است كه براى هميشه حكومت و هيبت بنى اميه و هر باطلى را تهديد مى ‏كند، در هر زمان و در سراسر زمين همواره زنده است و مرگ نتوانسته و نمى ‏تواند آن فرياد را خاموش كند.
»كنيه و القاب حضرت زينب (س)»
كنيه ى آن بانو ام كلثوم و ام عبدالله و ام الحسن مى ‏باشد، و براى آن مظلوم كنيه ‏هاى مخصوصى هم ذكر شده است، چون ام المصائب، امّ الزرايا، ام النوّائب
بعضى از القاب آن بانو از اين قرار است :
1- صديقه صغرى ؛ پدرش اميرالمؤمنين (ع) صدّيق اكبر و مادرش فاطمه صديقه كبرى است.
2- عقيله ؛ عقيله ى بنى هاشم، عقيله الطالبين. دو عقيله به معناى بانوى فرزانه و كريمه است كه در بين فاميل عزيز و محترم و در خاندان خود ارجمند باشد .
3- موثّقه 4- عارفه 5- عالمه ى غير معلّمة 6- فهمه ى غير مفهّمه 7- فاضله 8- كامله 9- عابده ى آل علىّ 10- محدّثه 11- عصمت اللّه 12- مخبره
13-زاهده 14- وليّةاللّه 15- راضيه؛ چون به قضا و قدر پروردگار خشنود بودند. 16- صابره؛ چون در بلاها شكيبايى مى ‏نمودند و جزع نمى ‏كردند. 17- امينة اللّه 18- محبوبه المصطفى 19 - عفيفه
20 - نائبه الزّهرا 21- قانته 22 - شريفه 23- العصمة الصغرى
 

 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.